حسين‌زاده از دربانان حرم امام هشتم (عليه‌السلام) و مالك شتر پناهنده در ارتباط با

ماجراي پناهنده شدن شترش در سال‌هاي گذشته به بارگاه علي‌بن‌موسي‌الرضا (عليه‌السلام)

 مي‌گويد: اواخر بهمن‌ماه سال 1352 (ه.ش)، 12 شتر خريدم آنها را نشانه‌گذاري كردم به

جز يكنفر شتر كه هر كار كرديم نتوانستيم نشانه‌گذاري كنيم. تصميم گرفتم آن شتر را با دو

 شتر ديگر به كشتارگاه بفرستم. يكي ذبح شد و دو نفـر ديـگر فرار كردند، يكي از آنها به

پنجراه پايين خيابان كه رسيد به طرف ميدان 17 شهريور فعلي رفت و يكي به طرف حرم

آمد و ابتداي بازار زنجير كه جنب مسجد گوهرشاد بود، ايستاد. مردم راه باز كردند و شتر

 آهسته، آهسته به صحن انقلاب وارد مي‌شد، حسن حسيني كه از دربانان كشيك پنجم

مي‌باشد، گفت: ديدم شتري وارد شد و 3 دور، دور سقاخانه زد و رفت جلو پنجره فولاد

و بنا كرد به گريه كردن و اشك ريختن. بسيار متاثر شدم، رفتم جلو و شال سبز خودم را

 به گردن شتر انداختم و آن را به سمت ساعت بردم و فرداي آن روز شتر را به مزرعه

 نمونه بردند. البته من منظره بردن شتر را كه ديدم سخت ناراحت شدم و بدون اينكه چيزي

 بگويم از شتر گذشتم و برگشتم. چند روز بعد حيدري، رئيس تشريفات وقت مرا خواست

و گفت شتر به دستگاه پنـاه آورده است، حـال بجـاي شتـر چـه مي‌خـواهي، گفــتم تقاضـاي

دربـاني افتـخاري را دارم. مـن را هـدايت كـردند به دفـتر آقـاي زاهـدي، استـاندار و نائب

التوليه وقت و رفتـم پيـش وي و در نـهايت حكـم دربانـي را به مـن دادند.