منظور از امانت «ولایت الهیه» و كمال صفت عبودیت است كه از طریق معرفت و عمل صالح

 حاصل می‏شود، منظور صفت «اختیار و آزادی اراده» است كه انسان را از سایر موجودات

ممتاز می‌كند، مقصود «عقل» است كه ملاك تكلیف و مناط ثواب و عقاب است.، منظور

«اعضای پیكر انسان» است كه حفظ آن‌ها واجب می‌باشد. ،منظور «امانت‌هایی است كه مردم

از یكدیگر می‏گیرند» و وفای به عهدهاست.، مقصود «معرفت اللَّه» است. ،منظور «واجبات و

تكالیف الهی» هم‌چون نماز و روزه و حج است.با كمی دقت روشن می‏شود كه این تفسیرها را

می‏توان در بعضی دیگر ادغام كرد.

انسان موجودی است با استعداد فوق العاده كه می‏تواند با استفاده از آن مصداق اتم «خلیفة اللَّه»

شود، می‏تواند با كسب معرفت و تهذیب نفس و كمالات به اوج افتخار برسد، و از فرشتگان

آسمان هم بگذرد, آسمان‌ها، زمین و كوه‏ها دارای نوعی معرفت الهی هستند، ذكر و تسبیح خدا

 را نیز می‏گویند، در برابر عظمت او خاضع و ساجدند ولی همه این‌ها به صورت ذاتی و

تكوینی و اجباری است، و به همین دلیل تكاملی در آن وجود ندارد. تنها موجودی كه قوس

صعودی و نزولیش بی‌انتها است و تمام این كارها را با اراده و اختیار انجام می‏دهد «انسان»

است، و این است همان امانت الهی كه همه موجودات از حمل آن سر باز زدند و انسان به میدان

 آمد و یك تنه آن را بر دوش كشید! بنابراین امانت الهی همان قابلیت تكامل به صورت نامحدود،

آمیخته با اراده و اختیار، و رسیدن به مقام انسان كامل و بنده خاص خدا و پذیرش ولایت الهیه

است. به این ترتیب آسمان‌ها و زمین و كوه‏ها همه با زبان حال فریاد كشیدند كه حمل این امانت

از عهده ما خارج است. انسان آنچنان آفریده شده بود كه می‏توانست تعهد و مسئولیت را بر دوش

 كشد، و ولایت الهیه را پذیرا گردد، و در جاده عبودیت و كمال به سوی معبود لا یزال سیر

 كند، و این راه را با پای خود و با استمداد از پروردگارش بسپرد. در حقیقت این پذیرش،

پذیرشی قرار دادی و تشریفاتی نبوده، بلكه پذیرشی تكوینی بر حسب عالم استعداد است.

انسان‌هایی كه نماینده خدا در زمین هستند و مسجود ملائك آسمان است، چه قدر باید «ظلوم» و

«جهول» باشد كه این ارزش‌های بزرگ و والا را به دست فراموشی بسپارد، و خود را در این

خاكدان اسیر سازد، و در صف شیاطین قرار گیرد، و به اسفل السافلین سقوط كند؟! آری پذیرش

 این خط انحرافی كه متاسفانه رهروان بسیاری از آغاز داشته و دارد بهترین دلیل بر ظلوم و

جهول بودن انسان است، و لذا حتی خود آدم كه در آغاز این سلسله قرار داشت و از مقام

عصمت برخوردار بود اعتراف می‏كند كه بر خویشتن ستم كرده است. همان ترك اولی كه از

 او سر زد ناشی از فراموش كردن گوشه‏ای از عظمت این امانت بزرگ بود! در حقیقت بیان

علت عرضه این امانت به انسان است، بیان این واقعیت است كه انسان‌ها بعد از حمل این امانت

 بزرگ الهی به سه گروه منافقان، مشركان و مۆمنان تقسیم شدند .

چنین است: هدف از عرضه امانت این بوده كه همه انسان‌ها در بوته آزمایش قرار گیرند، و

 هر كس باطن خود را ظاهر كند و بر طبق استحقاق خود كیفر و پاداش بیند.